احمد مجد الاسلام كرمانى
35
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كه من حاضرم بند ساوه را بهتر از اولش به بندم ! ؟ وكيل همدان گفت : در خصوص امتياز روده آخر رأى مجلس بر چه قرار گرفته ؟ ! وكيل اصفهان از جا برخاسته آمد وسط مجلس ايستاد و گفت تا ظل السلطان از اصفهان معزول نشود كار مجلس پيشرفت نخواهد كرد ! ! وكيل شيراز هم شرحى از قوام الملك شكايت كرد و اغلب اوقات حالت مجلس همين قسم بود و هركس روزنامه مجلس را خوانده باشد تصديق مىكند كه هر روزه وضع مذاكرات وكلا از اين قرار بوده و بيچاره چند نفر وكلاى عالم ميسوختند و قدرت نفس كشيدن نداشتند ، مكرر اتفاق افتاد كه سعد الدوله يك مطالب بزرگ اساسى عنوان ميكرد كه ابدا به گوش وكلاى ديگر نخورده بود از قبيل لزوم انحصار وزراء در عدد معين و مسئوليت وزرا در مجلس و امثال اين مطالب ، اما در بين آنكه سعد الدوله مسلسل نطق ميكرد حاجى محمد تقى شاهرودى كه غير از تقلب در تجارت درس ديگر نخوانده ، يك حرف پوچى ميزد و حواس سعد الدوله را متفرق ميكرد . نتيجه اين گونه حركات وحشيانه وكلاى جاهل مجلس اين شد كه چند نفر وكيل دانشمند ناچار از استعفا شده يا آنكه در مجلس بسكوت ميگذرانيدند و بر فرض آنكه نطقى ميكردند قهرا اقليت آراء به طرف آنها بوده و هيچ وقت وجود آنها منشأ اثر صحيح نميتوانست باشد . يك عنوان ديگر هم پيشآمد كه به كلى اساس مجلس را مختل كرد و اگرچه على الظاهر بر قدرت مجلسيان افزود ولى در باطن استقلال مجلس را ختم كرد و از آن تاريخ ببعد مجلس تابع خيالات چند نفر مغرض جاهل شد . توضيح آنكه در قانون اساسى باصرار ملت آذربايجان اجازه تشكيل انجمن در ولايات و ايالات « * » تصريح شد و اصل اين مطلب در ظاهر بسيار صحيح و متين
--> ( * ) قانون انجمن ايالتى و ولايتى مشتمل بر 122 ماده در تاريخ 8 خرداد 1286 ش مطابق با ربيع الثانى 1325 ق بتصويب رسيد .